کد خبر 1806630
تاریخ انتشار: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۰

به گزارش مشرق، حنیف غفاری فعال رسانه در تلگرام نوشت:

روزنامه واشنگتن پست در یکی از تازه‌ترین تحلیل‌های خود در قبال تحولات اخیر، به نکات قابل تاملی در خصوص مواضع پارادوکسیکال رئیس‌جمهور آمریکا و تبعات آن اشاره کرده است. واشنگتن پست در این خصوص می‌نویسد:

"اظهارات ترامپ درباره ایران به شکل فزاینده‌ای با یکدیگر در تضاد هستند و مذاکره با او غیرممکن است. رئیس‌جمهور در پاسخ به پرسش‌های بزرگ و کوچک مربوط به جنگ، نظراتی متناقض ارائه داده است. در حالی که پنتاگون گزارش‌های دقیقی از انهدام رادارهای آمریکا توسط پهپادهای ایران ارائه می‌دهد، ترامپ در سخنرانی‌های خود این خسارات را «صفر» می‌خواند."

در بخش دیگری از این تحلیل آمده است:

"ترامپ مدعی است که آمریکا نیازی به تنگه هرمز ندارد، در حالی که هم‌زمان به نیروی دریایی دستور داده که با تمام قوا برای بازگشایی آن بجنگند تا قیمت بنزین ۶ دلاری کاهش یابد. منابع دیپلماتیک می‌گویند که طرف ایرانی عملاً از تحلیل پیام‌های ترامپ دست کشیده است. دیپلمات‌ها معتقدند وقتی «بله» یا «نه» رئیس‌جمهور آمریکا اعتباری بیش از چند ساعت ندارد، مذاکره عملاً غیرممکن می‌شود."

رمزگشایی از گزارش اخیر واشنگتن پست چندان پیچیده و دشوار نیست. ارسال سیگنال‌های متناقض و متعارض، آن هم در یک بستر زمانی واحد از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، جایی برای اعتماد به واشنگتن در مذاکرات اسلام‌آباد باقی نگذاشته است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد.

تناقضات مهندسی شده یا تعارضات ذهنی؟

نخستین سوالی که به ذهن خطور می‌کند، معطوف به جنس و ماهیت تناقضاتی است که در مواضع رئیس‌جمهور آمریکا مطرح می‌شود. به عنوان مثال او در مصاحبه باخبرنگاران تاکید می‌کند که خبری از تمدید آتش بس نبوده و پس از پایان آن، بمباران‌ها از سر گرفته می‌شود، اما ساعاتی پس از آن آتش بس را برای مدتی نامعلوم تمدید می‌کند! از سوی دیگر، ترامپ مدعی از بین رفتن زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی ایران (خصوصا در حوزه دریایی و هوایی) می‌شود، اما بلافاصله پس از آن جملاتی بر زبان می‌آورد که ادعای قبلی وی را در این خصوص به صورت مطلق نقض می‌کند! بدون شک بخشی از این تناقضات، مهندسی شده در راستای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران و مهندسی افکار عمومی ظهور و بروز پیدا می‌کند. ترامپ معتقد است هر اندازه عیار تهدیدات خود علیه تهران را افزایش دهد، به همان میزان رغبت عمومی در ایران نسبت به مذاکره و توافق افزایش خواهد یافت. با این حال چنین محاسباتی در طول آتش بس دو هفته‌ای از سوی ایران به چالش کشیده شد! وحدت خیابان، میدان و دیپلماسی در ایران به گونه ایست که مجالی برای خلق تناقضات ساختگی از سوی ترامپ بازی نمی‌گذارد. در چنین شرایطی حتی برخی کشورها مانند پاکستان (به عنوان میانجی مذاکرات) به ترامپ هشدار داده‌اند که مواضع وی صرفا منجر به پیچیده‌تر شدن اوضاع و افزایش ابهامات معادلات نبرد با ایران خواهد شد. محصول این روند، تشدید بی اعتباری مواضع ترامپ برای مخاطبان داخلی و بین‌المللی وی بوده است.

اما بخش دیگری از این تناقضات منبعث از سوء محاسبه وی نیست! به عبارت بهتر، بخشی از مواضع دوگانه و عیرمتجانسی که رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران (چه صحنه نبرد و چه عرصه دیپلماسی) اتخاذ می‌کند ناشی از سردرگمی وی نسبت به تله خودساخته ایست که واشنگتن در آن افکنده شده است. پیچیدگی‌های میدان نبرد، عدم تحقق اهداف اعلامی آمریکا در جنگ ۴۰ روزه، رویگردانی شدید افکار عمومی آمریکا از جمهوریخواهان به علت جنگ با ایران و تلفات سنگینی که به پایگاه‌های آمریکا در منطقه وارد شده است، قدرت روایتسازی ترامپ از جنگ را شدیدا محدود ساخته است. بی دلیل نیست که برخی از مخاطبان رسانه‌ای و اجتماعی رئیس‌جمهور آمریکا، در توصیف وی از اصطلاح "روان پریش"استفاده می‌کنند. کاملا گویاست که بخش مهمی از تعارضات گفتاری و اعلامی رئیس‌جمهور آمریکا ناشی از شکست تمام عیار وی در میدان و دیپلماسی با تهران و ناکامی وی در ترسیم راهکاری برای خروج از این شکست ترکیبی می‌باشد.

محاسباتی که نقش بر آب شد

پیش‌بینی اولیه ترامپ این بود که جنگ با ایران در عرض ۳ تا ۴ روز به پایان می‌رسد و پس از آن نظام جمهوری اسلامی دیگر وجود نخواهد داشت! همچنین رئیس‌جمهور آمریکا تصور می‌کرد مسیر قابل پیش‌بینی و محاسبه‌ای در خصوص دستیابی به اورانیوم غنی شده در کشورمان خواهد داشت. با این حال جمهوری اسلامی ایران همه معادلات و پیش‌بینی‌های ترامپ را بر هم زد. او در گام نخست، مدت زمان جنگ با ایران را ۴ تا ۶ هفته اعلام کرد تا بلکه بتواند در این بازه زمانی به اهداف خود دست یابد، اما هر اندازه زمان سپری شد، برتری ایران در میدان و خیابان تثبیت شد. در چنین شرایطی ترامپ پس از گذشت شش هفته بدون آنکه به اهداف اعلامی و تعیین شده خود دست پیدا کند، ناچار شد به بازیگران واسطه گر و در راس آنها اسلام آباد جهت انعقاد آتش بس موقت (دو هفته‌ای) التماس کند. پس از آن نیز رئیس‌جمهور آمریکا تلاش کرد شکست در میدان را با پیروزی در دیپلماسی جایگزین سازد، اما بار دیگر با سدی محکم در تهران مواجه شد. ترامپ هرگز تصور عدم حضور تیم مذاکره کننده کشورمان در اسلام آباد (جهت برگزاری دور دوم مذاکرات) را نمی‌کرد. از سوی دیگر، استمرار جنگ با ایران نیز وی را با پیچیدگی‌ها و ابهامات تازه تری مواجه می‌ساخت که قدرت مدیریت آنها از عهده کاخ سفید و پنتاگون خارج بود. در چنین شرایطی ترامپ بر خلاف مواضع اعلامی خود، بلافاصله از تمدید آتش بس سخن گفت. او اکنون تبدیل به یک سیاستمدار نامتعادل، سردرگم و شکست خورده شده است. وحشت ترامپ از آثار و تبعات شکست در جنگ با ایران دیگر از سوی وی قابل کتمان نیست. در چنین شرایطی ترامپ صرفا می‌تواند نحوه شکست خود را (در جنگ یا دیپلماسی) انتخاب کند و گزینه دیگری برای وی متصور نیست! حتی بدبین‌ترین مشاوران و استراتژیست‌های کاخ سفید نیز قدرت پیش‌بینی چنین سناریوی دهشتناکی را علیه رئیس‌جمهور این کشور و حزب جمهوریخواه آمریکا نداشتند.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس